دلم هنوزم حرف داره

با خنده وارد نشو من سیاهپوش مرگ ارزوهایم هستم حرمت نگهدار


درد و دل من


 تقدیـــــم  به همه کســــایی که

                

   از عشقشـــون جز بی وفـــایی چیزی ندیدن




اینجا خلوتگاه دل منه،خلوتگاه تنهاییام،از نامردی های زمونه،


اینجا هرچی دلگیری از روزگار دارمو میزارم


پس ببخشید اگـــــریه خورده غمگین مینویسم


راستی نامردی اگه بدون نظر بری!!!


اگه نظر هم گذاشتی حتما نشونیت بذار كه بهت سربزنم






  • دوستان لطفا تو نظر سنجی های که میزارم شرکت کنید 

    ممنون میشم راستی خوندن قوانین وبم 

    الزامی .

    نظر یادت نره ....!!!!





    ♥ نوشته شده در پنجشنبه 13 آذر 1393 ساعت 02:24 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    ..

    ایدی اینستاگرامم برای دوستانی که میخواستن با من در ارتباط باشن 
    Sanaz_kh16


    ♥ نوشته شده در شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 09:07 ق.ظ توسط sara :): نظرات()

    اخرین پست ......

    سلام دوستان خواستم واسه اونایی که نظر گذاشتن بگم 
    دیگه مطلب نمیذارم چه میدونم شایدم یه روزی گذاشتم 
    حالا ببینیم خدا چی میخواد امیدوارم موفق باشید

    ♥ نوشته شده در شنبه 30 بهمن 1395 ساعت 08:59 ق.ظ توسط sara :): نظرات()

    دست نوشته های مجازی


    لست سین هاتو چک میکنم..
    هر شب
    میبینم یه وقتا آنلاینی، ساعت 12، 1 شب..
    فکر میکنم "با کی حرف میزنه؟ یعنی اینقدر سریع جامو داد به کسی دیگه؟.."
    چقدر راحت رفت کسی که میگفت نمیتونه ازم بگذره.. :)
    آدم زیاد دورمه، ولی هیچ کس "تو" نمیشه
    کارم شده هر شب توی جام یه موزیک بزارم "زمین صافه"
    و به رویاپردازیامون فکر کنم
    عادتم شده هر شب به یاد لبخند شیرین و چشمای قشنگ غمگینت بخوابم
    من اینقدر دیوونم که هرجا باشم تو رو کنار خودم حس میکنم
    متروی تجریش، کافه ی ولیعصر، جمعه بازار، خط تهران/کرج، توی تاکسی، آشپزخونه ی مادر بزرگ، حتی توی تخت خوابم..
    همه جا حضور تو رو حس میکنم..
    آخه اگه نباشی مثه مادری ام که بچشو گم کرده..
    یادته همیشه میگفتم؟ وقتی نیستی انگار یه قسمت از وجودمو گرفتن
    میگفتم تو "روح و تن منی"
    کجایی..
    کجا رفتی بی من..
    توی بغل یه غریبه لم دادی؟
    دستات مال اونه؟..
    بغلش میکنی و میگی دوسش داری؟
    این فکرا آخر دیوونم میکنه..
    اینهمه خاطره..
    چقدر خوب بود وقتی بودی!
    همیشه اینقدر توی غصه هام و مشکلاتم غرق بودم که هیچ وقت ندیدمت
    هیچ وقت قدرتو ندونستم
    نفهمیدم..واقعا نمیفهمیدم
    باید تو رو از دست میدادم تا میفهمیدم چقدر دوستت دارم!
    باید میرفتی تا میفهمیدم چقدر حسم پاک و شیرینه..
    چقدر خوب بود وقتی بودی!..
    هیچوقت خوبیاتو، لحظه های قشنگمون و فراموش نکردم
    نمیکنم!
    بدیا و نامردیا و دروغات به راحتی فراموش شدن، ولی لحظه های قشنگمون، بوی خوب تنت، صدای خنده های از ته دلت، نگاه مهربونت.. اینا رو هیچوقت فراموش نمیکنم
    چقدر بعد رفتنت بغضمو خوردم و ریه هامو سوزوندم
    چقدر وانمود کردم که "خوبم"
    چقدر بلند خندیدم تا کسی نفهمه داغونم
    ولی از یه جایی به بعد، دیگه برات مهم نیست که کی،چی فکر میکنه
    دیگه حتی برات مهم نیست که کی میاد توی زندگیت،کی میره؟
    دیگه هیچکس جز "اون" برات مهم نیست
    فقط میگذره
    شاید حتی همه چی داشته باشی
    ولی جای اون آدم خالیه
    و جای خالیش با هیچی پر نمیشه
    هیچوقت..



    ♥ نوشته شده در شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 10:21 ق.ظ توسط sara :): نظرات()

    دست نوشته مجازی

    گفت: دیگه تموم کنیم، تو درست بشو نیستی..
    گفتم: درست میشم! دیگه اذیتت نمیکنم!
    - بیخیال این وسط همه چی غلطه، تموم شده دیگه، بس کن این بحث بی فایده رو
    + ولی من دوست دارم!
    - مرسی
    مرسی؟...جوابی که فکر نمیکردم هیچوقت ازش بشنوم
    قول داده بود نزاره دوستیمون به این راحتیا تموم شه
    ولی فقط حرف بود..حرف حرف حرف...
    سرم داغ شده...تموم شد!
    هی مسیجارو میخوندم ، باورم نمیشد
    اینقدر غیر قابل تحمل بودم که رفت؟
    پای منطق و کشید وسط
    به گند کشید همه چیو با این منطق مسخرش
    تموم شد..تموم شد...
    .
    چند وقته که تموم شده، تقریبا دو هفته گذشته
    قبلنا که تموم میکرد، میدونستم باز برمیگرده
    آروم منتظرش میموندم
    ولی این بار...خیلی حرفا زد که نباید میزد
    گفت ازم متنفر شده
    گفت دیگه همه چی، همه چی تموم شده
    پنجره رو باز میکنم و نفس عمیق میکشم...
    بزار پلان شبونه رو اجرا کنم...آروم شم شاید
    میشینم لب پنجره، یه سیگار روشن میکنم
    موزیک میزارم و چشمامو میبندم...
    "میدونم زمین صافه..."
    چقدرخاطره هجوم میارن تو مغزم...
    زمستون، واسه اولین بار، بعد از یه سال دستمو گرفت...
    چه ذوقی داشتم وقتی توی چشمام زول زد و گفت دوستم داره...:)
    آخرین چهارشنبه ی سال...اولین باری که منو بوسید...
    حیاط پشتی...عشق بازیمون...
    مسیج های آخر شب، که نترسم، راحت بخوابم
    اون همه عکس که میفرستادیم به هم
    سیصد تا screenshot از مسیج آی قشنگش ، از روز اول تا حالا
    اون voice موزیکایی که برام میفرستاد
    " سفر كردم كه یابم بلكه یارم را، نجستم یار و گم كردم دیارم را...از آن روزى كه من بار سفر بستم، به هرجایى كه رفتم در به در هستم"
    چند بار شروع کردیم و نشد؟
    چند بارخواستیم و نشد؟
    چرا هر چی بیشترسمتت میام، محکم تر به عقب پرت میشم؟...
    چرا هر چی میگذره،حسم بهت کم نمیشه؟
    هروز دارم دیوونه ترمیشم...
    هر چی بیشتر منو شکستی،بیشتر بخشیدمت
    هر چی سردتر شدی،بیشتر دوستت داشتم
    تو نمیفهمی..
    وقتایی که زول میزدی توی چشمام
    چه آشوبی توی دلم بود!
    نمیفهمی روزی که گفتی واسه همیشه تمومش کنیم
    چه بلایی سر دلم اومد
    پرپر میشدم وقتی خسته بودی و چشمات غمگین
    دیوونه میشدم وقتی عکساتو با یکی دیگه میدیدم
    ولی بازم راضی بودم چون خوشحال بودم که تو خوشحالی
    گفته بودی ازم متنفری...
    باش..متنفرباش..
    میخواستم امشب باهات حرف بزنم
    ولی اینقدر سردی که...
    بیخیال..باز یه آهنگ منو تا کجا ها که نبرد
    تو آروم بخواب و شاد زندگی کن...♥
    همین که خوشی، همین که از دور میبینمت و نمیفهمی
    همین که "آرامش داری"
    حتی بدون من... برام کافیه♡
    اشکامو پاک میکنم و میرم که بخوابم
    گوشیو نگاه میکنم، 03:03 !
    اه لعنتى باز ساعتا جفت شدن



    ♥ نوشته شده در شنبه 20 شهریور 1395 ساعت 10:18 ق.ظ توسط sara :): نظرات()

    ......

    چه كسی گفته است كه تمام زنها بعداز شكستشان در یك شب عوض میشوندو تب میكنندو می افتندگوشه ی خانه وتا یك ماه ازشدت گریه چشم هایشان ورم دارد؟! وبعدش هم انتقام بی وفایی كس دیگر را ازموهای نازنینشان میگیرندو آنهارا میریزند دور!

    و مدام ناخن هایشان را از ته میجوند وبعدترش هم می افتندبه جان خودشان وهی خودخوری میكنندوازعالم وآدم می بُرند!

    نه عزیزمن نه جان من همیشه هم ازاین خبرهانیست..!
    من زن هایی رامیشناسم كه بعدازشكستشان دلبرترشده اند.
    دوستان بیشتری پیدا كرده اند!
    جای غرق شدن در٤خانه های پیراهنی مردانه دربوتیك های زنانه وقت میگذرانند.
    حواسشان هست كه گوشه ی ناخنشان نپرد!
    جای اس ام اس بازی های نصفه شبانه بالاك های رنگی رنگیشان سرگرم میشوند!
    حواسشان به بلندی موهایشان هست ورنگ موهایشان باهرفصل عوض میشود.

    خیلی هم كه دلشان بگیردجای اینكه بروند وخاطراتشان را توی خیابان های قدم زده مروركنند جلوی آینه می رقصند!

    زن هایی كه غرورشان رالابه لای تق تق كفش های پاشنه بلندشان وعطرهای فرانسویشان حفظ میكنند و ساعت وثانیه ی آمدن ورفتن هیچ آدمی دیگر مثل موریانه قلب وذهنشان رانمی خورد!

    زن هایی كه یاد گرفته اند دور از دسترس باشند.
    آری عزیز من...
    زن های شكست خورده
    می توانند در عرض یك شب عوض شوند!
    میتوانندناگهان دلبرترین زن ها شوند.
    می توانند آرزوی یك شهر باشند.
    تا شاید
    روزی
    آرزویِ آرزویِ سابقشان شوند!



    ♥ نوشته شده در جمعه 19 شهریور 1395 ساعت 07:52 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    .....

    عشقه من . . باورت بشود یا نه . . .!!!

    روزی میرسد که دلت برای هیچکس به انداره ی من تنگ نخواهد شد. . .

    برای نگاه کردنم . . .خندیدنم . . .اذیت کردنم . . .

    برای تمام لحظاتی که کنارم داشتی. . .روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود . . .

    اما . . .روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد . . .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    انسانها افریده شده اند که به آنها عشق ورزیده شود ؛
    و اشیاﺀ ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند ؛

    دلیل آشفتگی دنیا این است که :

    به اشـــــیاﺀ عشق ورزیده میشود
    و انســـــانها مورد استفاده قرار میگیرند
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    غُــرورِ ♚دختـــری♚ رو

    ♥ نوشته شده در چهارشنبه 2 تیر 1395 ساعت 06:57 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    زندگی سخت تر از اونی که فکرشو میکردم

    در زمستانی سرد کلاغ برای زنده نگه داشتن بچه هایش 
    گوشت بدن خود را میکند وبه بچه هایش میداد 
    زمستان تمام شد کلاغ مرد بچه هایش گفتند(راحت شدیم از بس غذا تکراری خوردیم
    ) (این است حقیقت تلخ زندگی)
    .
    .
    .
    .
    گاه احساس آخرین بیسکویت باقیمانده در یک بسته ی ساقه طلایی را دارم!
    تنها..!!
    شکسته..!!
    و از همه بدتر..او که مرا میخواست دیگر سیر شده!!!


    ♥ نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 05:20 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    ...

    کاش شعور یک عده برســـــــــــه

    نــــــــــر بودن یک جنسیت است ومــــــــــــــــرد بودن هویت...

    زیادند دخترانی که نــــــــــــر نیستند ولی خیلی مــــــــــــرد هستن...

    ..




    ♥ نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 05:12 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    تنهایی




    ♥ نوشته شده در یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 ساعت 03:51 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    ....


  • ☜به بعضی ها باید بگی .....



    ♥ نوشته شده در جمعه 18 دی 1394 ساعت 05:42 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    تکست خاص












  • ✘✘{•-» تــڪــســت خــاص «-}✘✘ ﺩﻧﯿـــﺎﮮ ﻣﺠـــﺎﺯﮮ ﺟـــﺎﯾﯿـﮧ ﮐـﮧ.... ﻭﻗﺘـــﮯ ﮐﺴـــﮯ ﮐـﮧ ﺩﻭﺳﺘـــﺶ ﺩﺍﺭﮮ ﺍﺯﺗــ ﻣﯿﭙـــﺮﺳـﮧ ﺧﻮﺑـــﮯ ؟؟ ﻣﯿﮕـــﮯ ﺧﻮﺑـــﻢ ﻣﺮﺳـــﮯ !! ﺍﻣـــﺎ ﺍﻭﻥ ﻧـﮧ ﻣﯿﺘـــﻮﻧـﮧ ﺑﻐـــﺾ ﮔﻠـــﻮﺗﻮ ﺑﺒﯿـــﻨـﮧ ... ﻧـﮧ ﻣﯿﺘـــﻮﻧـﮧ ﭼﺸـــﺎﮮ ﺧﯿـــﺴﺘﻮ ﺑﺒﯿـــﻨـﮧ ... ﻧـﮧ ﺩﺳـــﺘﺎﮮ ﻟـــﺮﺯﻭﻧﺘـــﻮ ... ﺣﺘـــﮯ ﻧﻤﯿﺘـــﻮﻧـﮧ ﺩﻟـــﺘﻨﮕﯿـــﺘﻮ ﺣـــﺲ ﮐﻨـﮧ ... ﺑﻌـــﺪ ﻫـــﻢ ﺑﺎ ﺧﯿـــﺎﻝ ﺭﺍﺣـــﺘــ ﻣﯿـــﺮﻩ ﮐـﮧ ﺑﺎ ﯾﮑـــﮯ ﺩﯾـــﮕـﮧ ﭼــﺘـــ ﮐﻨـﮧ ✘ پٍٍٍٍٍْــ ـــسًًًًًًًًــ ـرٍٍٍٍٍٍٍْ دیـ ـــوونـهـ ✘


    ♥ نوشته شده در جمعه 18 دی 1394 ساعت 05:14 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    خدایی اینو راس میگن




  • ♥ نوشته شده در جمعه 18 دی 1394 ساعت 04:43 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    ....

  • ﺩﻟﺘﻨﮕــــﻲ ﭘـﻴــﭽـﻴـــــــــﺪﻩ ﻧـﻴـﺴــﺘــــــــ . . . ! ﻳــــﮑـــــــ ﺩﻝ . . . ! ﻳــﮑـــــــ ﺁﺳـــــﻤـــــﺎﻥ . . . ! ﻳــﮑـــ ﺑــــــﻐـــــﺾ . . . ! ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻫـﺎﻱ ﺗـــﺮﮐـــــــ ﺧـــــــﻮﺭﺩﻩ . . . ! ﺑــﻪ ﻫـﻤــﻴـــﻦ ﺳـــــــﺎﺩﮔـــــــﻲ 



    ♥ نوشته شده در جمعه 18 دی 1394 ساعت 04:41 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    ان که تورا میخواهد به هر بهانه ای میماند

  • دو تا دستاشو مشت جلو و گفت : اگه بگی گل کدومه میمونم ...! چه انتخاب سختی بود ... ترس از دست دادنش تمام وجودمو فراگرفته بود... برای از دست ندادنش محکم زدم دست رو دست چپش... و گفتم این گُله .... دستشوباز کرد.....گُل بود.... اشکام روی گونه هام جاری شد ... حواسش نبود،وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد... فهمیدم تو دست راستش هم گل بود... * آن که تو را می خواهد به هر بهانه ای میماند... * # 



    ♥ نوشته شده در جمعه 18 دی 1394 ساعت 04:32 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    همیشه چیزی که حقت مال تو نمیشه این قانون زندگی

    همه جا چراغونی بود...
    بوی اسپند کل فضا و پر کرده بود...
    لبخندای پدرومادر دختر....شادی و کف زدنای فامیل.....همه چی به ظاهر خوب بود....
    ولی کی به فکر دل این دختر بود؟
    کی به فکر اشکایی بود که زیر تور ریخته میشد.....؟!
    کی به فکر دست یخ زده ی دختری بود که تو دست یه مرد دیگس!؟
    کی به فکرش بود؟
    کی به فکر روح و جسم این دختر بود، که قرار بود امشب تسلیم یه مرد دیگه بشه!!!!!
    کی به فکرش بود؟
    داماد با لبخندی به دختر نگاهی انداخت و گفت : راستی! دوستمو دیدی که برام عزیزه قد داداش؟؟؟؟؟؟
    دختره که دلش نمیخواست اشکاشو کسی ببینه...سرشو بلند نکرد...

    ولی بعدش یه صدای آشنا گفت: * عشقم*
    دختر سرشو بالا آورد و عشقشو تو کت و شلوار مشکی روبه روش دید....
    شدت اشک ریختن دختر بیشتر شد...

    پسر: عه...گریه نکن عزیزم..دختر که تو شب عروسیش گریه نمیکنه،باید بخنده..پس بخند...بخند لامصب..بذار پاهام بیشتر از این سست نشن ...گریه هات،اشکات،منو به زانو در میاره....امشب دوستم گفت که عروسیشه،گفت که منم دعوتم....ولی نمیدونستم عروس این مجلس تویی.

    دختر: به خدا نفسم داره بند میاد.به خدا نتونستم...تحت فشار بودم.

    پسر: اگه مال من بودی و این طوری جلوم گریه میکردی محکم بغلت میکردم و کلی بوست میکردم تا گریه از یادت بره.

    دختر: من تو رو میخوام...نمیخوام انگشت یکی دیگه هم بهم بخوره...خدایا چرا صدامو نمیشنوی....من این پسرو میخوام....

    پسر: یادته چ قدر راجع به شب عروسیمون حرف میزدیم؟ یادته عکس بچه میفرستادم برات و میگفتم فک کن این بچه من و توئه....یادته چه قد میخندیدم؟؟؟ یادته عزیزم؟؟؟؟
    یادته گفتی وقتی بچمون داشت دندون در می آورد از دندوناش عکس بگیریم و بفرستیم برا همه مخالفای رابطمون؟ یادته؟؟؟؟

    دختر: تو رو خدا بهم رحم کن....نذار مال یکی دیگه بشم...منو بکش....خواهش میکنم...

    پسر: این حرف و نزن..تو به اندازه یه زندگی خوب از این دنیا سهم داری..شوهرت پسر خوبیه...من همیشه حواسم بهت هست...اگه نازک تر از گل بهت حرفی زد از رو زمین برش میدارم.....

    دختر: نمیخوام .....نمیخوام.

    پسر: اگه دوسم داری فقط زندگی کن...من اون قدر خودخواه نشدم که زندگی زندگیمو نابود کنم...
    فقط یه سئوال.....
    چطوری بهت کمتر فک کنم؟؟
    با کار کردن شبانه روزی؟
    سیگار کشیدن...
    با آرامبخش چطور؟
    گوش کردن آهنگ با صدای بلند چی؟

    ♥ نوشته شده در سه شنبه 24 آذر 1394 ساعت 01:55 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    زندگی سخت تر از اونی که فکرشو میکردم

  • حالا میفهمم چرا میگن قبل از ازدواج نباید باکسی رابطه داشت..
حالا میفهمم چرا مردا از یه سن که بگذره
  • حالا میفهمم چرا میگن قبل از ازدواج نباید باکسی رابطه داشت..
    حالا میفهمم چرا مردا از یه سن که بگذره دیگه به این راحتیا نمیتونن ازدواج کنن..
    حالا میفهمم عشق ودوست داشتن باید به وجود بیاد بعد باید ازدواج کرد.. پشت همه این جمله ها چندین سال خاطره خوابیده, یه عالمه شادی وخنده و لذت وغم..
    ما دیگه فکرامون مسموم شده، انتخابامون بیمار شده، خودمون نیستیم..
    یه روزی عاشق شدیم وبهش نرسیدیم یا زد توذوقمون..
    ازون روز به بعد هی چرخیدیم و چرخیدیم تو آدما..
    بعضیامون که بدی ندیده بودیم دنبال اون آدم تو بقیه گشتیم , بعضیامونم انتقام اونو از بقیه گرفتیم..
    کلی دل شکوندیم کلی عمرمون گذشت شاید کلی خاطره ساختیم بازم، اما اخرش هیچکسی اون آدم اولی نشد و هیچوقت اون حسه بر نگشت..
    واسه همین هی مقایسه کردیم همه چیزه طرفمونو باعشقمونو حسرت خوردیم..
    امیدوارم نشیم اون مادری که وقتی بچه شو بغل کرد یکم اشکش ازذوق بود یکم ازاینکه این بچه میتونست بچه عشقش باشه.. اگه مال اون بودالان چه شکلی میشد، کاش الان اون پیشم بود..
    کاش نشیم اون پدری که مشکل جنسی نداشت اما اونقدر عشقش میومد جلو چشمش که یا دوری می کرد یا موقع رابطه حواسش همه جا بود بجز همدمش..
    نسل بعد از من , همه تصمیمایی که الان میگیری تو آیندت گریبیانتو میگیره..
    هر دلی که ازغرور بشکنی , اینکه فکر کنی همیشه واسم هست بزارمن حالمو بکنم…
    هر رابطه ای که برقرار میکنی یه جایی داره ازعشقت به اون آدمی که واقعا باید بش عشق میورزیدی کم میکنه..
    نسل بعدازمن , شمایی که اونقدر زودتر از ما دارین همه چی رو بی پروا تجربه میکنین و فکر میکنین کار درستو انجام میدین..
    اگه من الان برمیگشتم به ۱۵سالگیم با هیچکس رابطه جدی برقرار نمیکردم تا اون آدمو پیدا میکردم و اونو نگه میداشتمش تا روز آخری که نفس میکشیدم..
    همه عشقموبه اون میدادم وبس..
    بچه ها خاطره سازی نکنین ۱روز همه خاطراتتونو آه میکشین..
    هیچ چیزبدتراز این نیست که بدونی اونی که فقط مال خودت بود ومیخواستی واسه همیشه مال خودت باشه الان نصیب کسه دیگه ای شده یاتوهمین روزامیشه وتو هیچ کاری نمیتونی بکنی..
    بعضی وقتابه خودم میگم دلومیزنم به دریا به یه نفردل میدم به امیدمعجزه..
    که همه چیزای بدگذشتت فراموش بشه، اما آخرش به این میرسی که هیچ افسونگری نمیتونه اون حسای پاک عشقای اول وعشقای بچگیت روبهت برگردونه..
    آخرش ۱جایی میخوره توذوقت.
    من توزندگیم اشتباه زیادکردم امابزرگترین اشتباهو وقتی مرتکب میشی که فک میکنی این حسای قشنگ وبی آلایش که الان باهاش داری ,بازم باکسای دیگه واست اتفاق میوفته..
    آدمابازم میان توزندگیتومیرن اما نه این آدما اون آدم میشن نه این حس اون حسای قشنگ.. اگه کسی داشت بهتون وابسته میشد وعاشقتون میشدوتو اون حس روبهش نداشتی ومیدونستیم پیدانمیکنی باهاش بازی نکن، به خاطرلذتت قاتل نشو!
    آره قاتل فقط به کشتن آدمانیست، وقتی کسیرو مجنون خودت میکنی وتنهاش میزاری این آدم دیگه زنده نیست، یعنی زندس امادیگه زندگی نمیکنه فقط نفس میکشه..
    خلاصه که آدمایی مث من دو راه بیشترندارن ، یابه امیدمعجزه زندگی کنن وپیش برن توسراب خودشون یاهم به کسی که واقعا دوسشون داره باشن وفقط سعی کنن درکش کنن وکم اذیتش کنن که اونم چیزی جزعذاب وجدان براشون نداره..
    اما خوش بحال اونای که نه احساس دارن ونه به این چیزا فکر میکنن




    ♥ نوشته شده در سه شنبه 24 آذر 1394 ساعت 12:07 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    .....

  • خدای من
کمی پائین بیا و روی این نیمکت کنارم بنشین
کمی دستم را بگیر
کمی شانه هایم رابفشار
کمی از
  • خدای من
    کمی پائین بیا و روی این نیمکت کنارم بنشین
    کمی دستم را بگیر
    کمی شانه هایم رابفشار
    کمی از گریه هایم را تماشاکن
    میدانی
    عجیب گرفته ام
    رهایم کن



    ♥ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 12:19 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    .....

  • مَن از اون زَخْمیام
كه دِلمو خوش میكنم به سَختیام
واسه ى غُصّه نخوردن كنجِ اون قفس
ارزش ساختم از
  • مَن از اون زَخْمیام
    كه دِلمو خوش میكنم به سَختیام
    واسه ى غُصّه نخوردن كنجِ اون قفس
    ارزش ساختم از بدبختیام



    ♥ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 12:18 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    بدون شرح

  • حالــم خـوب اسـت … مـثل پدربزرگ کـه گفت :حالم خوب اسـت اما مــُـرد …



    ♥ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر 1394 ساعت 11:47 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    یاد بگیر .....

  • یاد بگیر و یادت نره... چه دلمون بخواد چه نخواد،
خدا یه وقتایی
دلش نمیخواد
ما چیزی که دلمون میخواد
  • یاد بگیر و یادت نره... چه دلمون بخواد چه نخواد،
    خدا یه وقتایی
    دلش نمیخواد
    ما چیزی که دلمون میخواد رو
    داشته باشیم...!! -هیچوقت خودتو
    صد در صد خرج کسی نکن.!! "دوستت دارم"
    حرف ساده ایست،
    هم گفتنش آسان است،
    هم شنیدنش... اما...
    فهمش ساده ترین
    دشوار دنیاست.!! -هرجا دلت شکست،
    خودت تیکه هاشو جمع کن.
    تا هر کسی منت دستای
    زخمیشو سرت نذاره...!! -تنهاییت را پیش فروش نکن.
    فصلش که برسد،
    به قیمت میخرند... -بعضی وقتا باید بد باشی
    تا بفهمن خوب بودن،
    وظیفه نیست...!! -حرف دلتو بزنی،
    دلشو میزنی.پس هیس... -هرگز برای چیزی که
    تقدیر تو نیست
    اصرار نورز که پایانش
    درماندگیست...!! -این خیلی مهمه که
    وقتی از زندگی کسی
    رد میشی،
    رد پای قشنگی از خودت
    به یادگار بذاری...!! و...
    عزیزی میگفت:

    همیشه آنقدر خوب باش که
    بزرگترین تنبیه تو
    برای دیگران،
    گرفتن خودت از آنها باشد.!!!!



    ♥ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر 1394 ساعت 02:17 ق.ظ توسط sara :): نظرات()

    تجربش کردم اینو راس میگن

  • ● هیچوَقت اَز عَلاقَت و اِحساسِت بِه کَسی چیزی نَگو . ➠ ● اَز دَردات . . . ➽ ● اَز غُصِه هات . ● اَز نَداشتِه هات . ➠ ● اَز عِشقی کِه قَبلا تَنهات گُذاشت . ➽ ● اَز بَدُ بیراه هایی کِه شِنیدی . ● اَز بُغض ها وَ دِلتَنگیات . ➽ ● نَگوووو .! ➠ ● یِه روزی، ● یِه وَقتی، ➽ ● یِه جایی، ● تَموم دِلتَنگیاتُو تیز می کُنِه، ➠ ● با نَمَک زیاد بِه قَلبِت می زَنِه . ➽ ● این یِه قانونِه . ➠ ● وَقتی غَمِتُو ، ● دِلتَنگیتُو بِفَهمن... ➽ ● " زودتَر تَنهات می ذارَن...!!!



    ♥ نوشته شده در دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 07:48 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    خدایاا

  • خـــــــــــــــدایا شبــــــ اول قبـــــــرم به حـــــرمت این همہ عذابے ڪہ ڪشی ــــــــدم و هیچے نگفتــــــــــم سڪـــــــوت ڪن مثــــــل روزایے ڪہ بایـــــد تو دهن خیلیـــــــــــا مےزدے امـــــــا سڪـــــــوت ڪردے...



    ♥ نوشته شده در دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 07:15 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    یکی بود یکی نبود

    mhfxkhf

    ♥ نوشته شده در دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت 06:52 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    پسر یعنی

  • ✖پسر یعنی :
کل عمرش تو بغل خانومش ??
.
✖پسر یعنی :
خرید کردن واسه تنها عشقش ??
.
✖پسر یعنی :
  • ✖پسر یعنی :
    کل عمرش تو بغل خانومش ??
    .
    ✖پسر یعنی :
    خرید کردن واسه تنها عشقش ??
    .
    ✖پسر یعنی :
    ته ریش گذاشتن واسه خانومش ??
    .
    ✖پسر یعنی :
    وقتی واسه تنها عشقش خواستگار میاد دنیاش بهم میریزه ..????
    .
    ✖پسر یعنی :
    عشقشو بغل کنه و بچرخن باهم
    اونقدر که سرشون گیج بره بیوفتن تو بغل هم ??
    .
    ✖پسر یعنی :
    کسی که به عشقش نگاه کنه بزنه بشکونه پاشو ...??
    .
    ✖پسر یعنی :
    بهت بگه :
    وقتی تنهایی : نگاه کردن به کسی ممنوع رژ زدن تو خیابون ممنوع بیرون رفتن با تیپ ناجور??غلط میکنی ولی وقتی با منی : هرجور عشقت میکشه تیپ بزن رژ بزن ... چون??
    ✖میشکونم قلم پای کسی که
    بکنه بهت نگاه یه ذره✖
    .
    ✖پسر یعنی :
    موقع رانندگی دستتو بکنه بوس
    چون میدونه تو داری دوس??
    .
    ✖پسر یعنی :
    بزنه برات ادکلن تلخ
    چون میدونه دیوونش میکنی با این کارای مس
    .
    ✖پسر یعنی :
    وقتی عشقش میکنه قهر
    بگیرتش و تو چشاش نگاه کنه بگه بوس یا گاز نفس؟
    .
    ✖پسر یعنی :
    غیرتی شه
    تا خانومش بترسه در حد مرگ ..??
    .
    ✖پسر یعنی :
    خانومش بهش بده بوس
    تا اون بده براش جووون ...??
    .
    ✖پسر یعنی :
    وقتی میکنی بهش نگاه
    تموم دنیارو بریزه به پات??????



    ♥ نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 04:36 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    .......

  • ✘✘نهایتــــــــش✘✘ √√√خــــانـــــــــــوادم 1ســـــــــال√√√ ⇜ عـــــــشــــــقــــم 40روز ⇜ رفــــیـــــــــقام تـــــا هفتم ⇜ اشـــــــــــــنــاهـــا تـــــا ٣روز ⇜همـســــــایـــــــــه هـاهــم فـقـــط تــا شـــــــــب هــمـــون روز.... ☜واســم ســیاه مــیپوشــــــــــن...☞ ✖بعـــدش بـــه مرور زمـــان فـــرامـوش میــــشم ✖ ✖یــکی دیـگه هم میاد جامو برای عشقم پــر مـیکنه... ✖ ✖ایـن وسـط فقـــــط من مونـــدمو ی سنــگو یه خــــروار خاک ســـــــــــــرد ... ✖ ←ســـــــلامتـــی ساقیـــ..→ ←سلامتــــــــــی روزی کــــه بالـــــــا عکســــــــم بنــــــویســـــــن→ ↙⇠هوالباقیـ⇢↘



    ♥ نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 04:14 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    .....

  • واقعا حقیقته .... آدمــــــــــــــــها .. بـــــــا بعضـــــــــی حـــــــــــرفا بـــــــا بعضـــــــی رفـــــــــــتـــارا ســـــــردت میـــــــکنــــن بــــی حـــــســـت میـــــــــکنن دهــــــــنتو میــــــبندن بــــعد مـــــیگن نیـــــــستی!! ســـــــاکتــــــی ! سرد شـــــــدی... حــــــرف نــــمیزنـــــــــی... مــــــثل روزای اول نـــــیستــــــی!!! رابـــــــطه ها... همیشــــــــــــــه دقــــــیقا جــــــایی سرد میشــــــن،،، کــــــه تو تــــــازه دلـــــــت داشـــــــت بهشـــــــون گـــــــرم میشـــــــد... اون وقته که تصمیم میگیری دیگه وابسته نشی چون اینجوری ارامشت بیشتره ...!



    ♥ نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 03:50 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    هرچند من دخترم ولی مطلب و دوست دارم

  • دارم راه میرم،یهو یه صدایی میاد، داداش یه عکس از ما میگیری؟! منم میگم چرا که نه؟ دوربینو حاضر میکنم که چشمام میخوره به تو، کاره دنیارو ببین، من باید از تو وو کسی که تورو ازم دزدیده عکس بگیرم... سعی میکنم به روی خودم نیارم، عکسو میگیرم و دوربینو تحویل عشق جدیدت میدم اما، جالب اینجاست، تو حتی منو نمیشناسی... من همونم، فقط موهامو کوتاه کردم، فقط یکم چهرم غمگینه، فقط مثل قدیما لبخند رو لبام نیست، فقط ریش گذاشتم.... شایدم کلا یادت رفته من کیم، چه توقعی دارم... اروم راهمو میکشمو میرم، پرچم سفیدمو به دنیا نشون میدم،که بفهمه تسلیمم، کم آوردم...



    ♥ نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 03:35 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    جدی جدی آدم وقتی فک میکنه میبین دردهاش پیش اینا هیچی نیست


  • ✘ْ اینایی که میگن בاغونیم בاغونیم فازشون چیه✘ْ  � ! ♛شکست عشقی خورבه میگه בاغونم♛..! בوس בخترش بوسش
  • ✘ْ اینایی که میگن בاغونیم בاغونیم فازشون چیه✘ْ � ! ♛شکست عشقی خورבه میگه בاغونم♛..! בوس בخترش بوسش نکرده میگه בاغونم ...! ☠خوب گوش کن ☠! בاغون اون کسیه که جلو بیمارستان آس و پاس
    نشسته چون هر آمپولش 
    בوملیون پولشه ... בاغون اون کسیه که ضامن نבاره بهش وام بدن
    واسه کرایه خونه ... בاغون اون کسیه که 6 سال پای طرفش میشینه
    بعב میبینه آزمایش خونشون بهم نمیخوره ... בاغون اون مآבریه که هفته ای בو بار בیالیز میشه... בاغون اون בانشجویی هس که کلیه میفروشه
    که اخرآج نشه ... בآغون اون پسریه که روش نمیشه با وضع
    مآلیش بره خواستگاری בوست دخترش ... בآغون اونیه که تآ جیبش خالی میشه בورش
    هم خآلی میشه ... ✔בاغون اون پسرک فال فروش سر چهار رآهه✔ ... בآغون اون בختریه که تو بهشت زهرا گل
    ᓄیفروشه ... ᓄیفهـــــــــمی� !
    ✘داغون یعنی اینا✘



    ♥ نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور 1394 ساعت 05:45 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    ........

  • ♣هـیـچــگـآه♣ بـرآی بـدسـت آوردنِ مـُحبـت کسـی✘تـنـت✘رآ بـه او نسـپـآر... ✓✓هـیـچ تـضـمینـی نـیـسـت کـه فــردآ تـُـو رآ ✘فــآحـشـه✘نـخـوآنـد...



    ♥ نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور 1394 ساعت 05:27 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    سلامتی همه ...خودم خودت

  • سلامتی بعضیا که تو بعضی جاها میشه شناختشون... سلامتی خودم که شناختمش... سلامتی خودم که رفتنی شدم... سلامتی روزای خوبمون... سلامتی خودش که خرابم کرد و فروختم... سلامتی روز اعزام که دیگه میرم تا دو سال نمیام... سلامتی تنهاییام... پیک اخر سلامتی رفیقای با مرام که تا اخرش پای رفاقت سوختن و ساختن نه سلامتی عشقم که به خاطرش سوختم و رفتم...



    ♥ نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور 1394 ساعت 12:21 ب.ظ توسط sara :): نظرات()

    .: تعداد کل صفحات 15 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

    Design By : Bia2skin.ir